Asemanian

آسمانیان؛ نوشته هایی از سروش آسمان

  • جمله ها
  • داستانک
  • شعر
  • همه
  • داستانک,  همه

    کفاشی

    تصور کن

    نقاشی کشیده ای

    که همگان از زیبایی آن در حیرت اند،

    آن وقت تو نابینایی!

    حس تو را شاید دیگران نفهمند اما می بینند.


    تصور کن

    موسیقی ای می نوازی

    که مانند ندارد

    و یا آوازی می خوانی

    که همگان را به خیالات می برد،

    آن وقت تو ناشنوایی!

    حس تو را دیگران شاید نفهمند اما می بینند.


    یک خیابان بالاتر از خانه ما،

    کفاشی است،

    که کفش ها را با هنرمندی تمام،

    تعمیر می کند؛

    برتر از دوختن و ساختن اولیه یک کفش،

    آن وقت او پا ندارد!


    حس او را دیگران نه می فهمند نه می بینند.

    مطالعه بیشتر
  • شعر,  همه

    لالایی


    لالا لالا، گل پونه

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    موج و باد


    باد که می دانست چه خطری در کمینش است،

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    آرامش


    شب بود،

    مطالعه بیشتر
  • شعر,  همه

    ما و ما


    گاو لطافت یونجه را از بر می کند و ما؟!

    مطالعه بیشتر
  • جمله ها,  همه

    تبر


    عاقبت نه تو می مانی و نه درخت، تبرها می ماند.

    مطالعه بیشتر
  • همه

    یادگاری

    قدرت زیادی داشت؛ می توانست بادبادکها را به هوا ببرد

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    سبزه و گل

    بسان سبزه ای شاداب به پای او روییدم،

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    ترس از آدمی

    تنها در جنگلی تاریک می‌رفت،

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    سکوت برگ

    دلم می‌سوزد به حال برگ پاییزی!

    مطالعه بیشتر
  • شعر,  همه

    سرانجام

    سرانجام آدمی جز این است؟

    مطالعه بیشتر
  • جمله ها,  همه

    تن ها

    شبانگاهان چه خوب است؛

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    در میخانه

    شبی رفتم به میخانه

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    درد را به سینه ات بدار

    ای قاصدک چه می شود؟

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    شعله و شمع

    خیلی خوشحال بود،

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    آزادی

    از خوشحالی می رقصید،

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    رقص مرگ

    به تازیانه دادم من آن رسم مست را

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    جسدی در باغ

    در آن تاریکی چیزی در چند قدمی دیده نمی شد،

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    تقدیر

    صدای ساکت یک سنگ با من

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    چکاوک

    آمدیم چون چکاوک ما را سخن نبود

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    غوزه

    در پرده سخن باید، تا ندرد پرده سخن

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    سکوت

    بالم به دست دامی، پرخون شد و نگفتم

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    مرغ بسمل

    نیمه بسمل گفتمی عاشق منم

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    یک قاب عکس زیبا

    یک سینه سرخ ساکت

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    یار در میخانه

    بگفتا یار به دستت هست یکی باده

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    چی گفتن

    یک عمر بخفتیم در خانه ی کی گفتن

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    حلقه

    شکسته و غمگین در گوشه ای نشسته بود،

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    زورق دل

    بارالهی دارمی من زورقی در سینه جان

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    چهارچوب

    تنها در اتاق به قاب عکسی که پشت و رو به دیوار آویخته شده بود نگاه می کرد

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    کوچک و بزرگ

    از پی قطره ها، باریکه ها، جوی ها، نهرها، رودها و دریاها رفت،

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    چشم ها

    مردم دیده ی ما کان به دروغ لب نگشود

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    کوتاهترین داستان دنیا

    یکی بود، یکی نبود

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    تولد

    ای دل بزن که جان خواست، بی تابیت مبارک

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    شعله و پروانه

    پروانه ای خود را بر شعله ی شمعی بزد

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    پرستو

    پرستو را به بند هرگز ندیدن

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    میله ها

    میله ها خسته شده اند

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    گرگ و میش

    آسمان هم پر ز اشک است

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    بیچاره قلم

    می خندید و می خرامید و می خواند

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    برگ خزان

    بیا تا نرفتم از یاد

    مطالعه بیشتر
خرداد 1405
ش ی د س چ پ ج
 1112131415
16171819202122
23242526272829
30310102030405
0607080910  
« اردیبهشت    
کلیه حقوق برای سروش آسمان محفوظ است.
پوسته Ashe توسط WP Royal.