شعر رقص مرگ 1400/06/02 / به تازیانه دادم من آن رسم مست را به گل من بریدم ناشیانه دست را چه زیبا بود رقص مرگ و شعله شمع زمانه برقصید و شعله نیست کرد، عاشقانه هست را