آسمانیان؛ نوشته هایی از سروش آسمان
بسان سبزه ای شاداب به پای او روییدم،
شبی رفتم به میخانه
ای قاصدک چه می شود؟
به تازیانه دادم من آن رسم مست را
صدای ساکت یک سنگ با من