Asemanian

آسمانیان؛ نوشته هایی از سروش آسمان

  • جمله ها
  • داستانک
  • شعر
  • همه
  • همه

    یادگاری

    قدرت زیادی داشت؛ می توانست بادبادکها را به هوا ببرد

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    ترس از آدمی

    تنها در جنگلی تاریک می‌رفت،

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    جسدی در باغ

    در آن تاریکی چیزی در چند قدمی دیده نمی شد،

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    تقدیر

    صدای ساکت یک سنگ با من

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    چکاوک

    آمدیم چون چکاوک ما را سخن نبود

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    غوزه

    در پرده سخن باید، تا ندرد پرده سخن

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    سکوت

    بالم به دست دامی، پرخون شد و نگفتم

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    مرغ بسمل

    نیمه بسمل گفتمی عاشق منم

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    یک قاب عکس زیبا

    یک سینه سرخ ساکت

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    یار در میخانه

    بگفتا یار به دستت هست یکی باده

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    چی گفتن

    یک عمر بخفتیم در خانه ی کی گفتن

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    حلقه

    شکسته و غمگین در گوشه ای نشسته بود،

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    زورق دل

    بارالهی دارمی من زورقی در سینه جان

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    چهارچوب

    تنها در اتاق به قاب عکسی که پشت و رو به دیوار آویخته شده بود نگاه می کرد

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    کوچک و بزرگ

    از پی قطره ها، باریکه ها، جوی ها، نهرها، رودها و دریاها رفت،

    مطالعه بیشتر
  • شعر

    چشم ها

    مردم دیده ی ما کان به دروغ لب نگشود

    مطالعه بیشتر
  • داستانک

    کوتاهترین داستان دنیا

    یکی بود، یکی نبود

    مطالعه بیشتر
کلیه حقوق برای سروش آسمان محفوظ است.
پوسته Ashe توسط WP Royal.