آسمانیان؛ نوشته هایی از سروش آسمان
ای قاصدک چه می شود؟
خیلی خوشحال بود،
از خوشحالی می رقصید،
به تازیانه دادم من آن رسم مست را
در آن تاریکی چیزی در چند قدمی دیده نمی شد،
صدای ساکت یک سنگ با من
آمدیم چون چکاوک ما را سخن نبود