داستانک

موج و باد


باد که می دانست چه خطری در کمینش است،

عاشقانه به دنبال یارش می دوید تا به او برسد و نگذارد به سمت نابودی برود.

اما هر چه سریعتر به دنبالش می دوید،

موج هم با سرعت بیشتری از او می گریخت.

آنقدر این تعقیب و گریز ادامه یافت تا سرانجام موج به ساحل رسید و شکست،

آب شد و ناپدید. باد سرگشته و حیران به هر سو سرک می کشید،

از این سو به آن سو، دیوانه وار به دنبال یار خود می گشت،

اما باد برای همیشه تنها شده بود.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *