آسمانیان؛ نوشته هایی از سروش آسمان
باد که می دانست چه خطری در کمینش است،
گاو لطافت یونجه را از بر می کند و ما؟!
بسان سبزه ای شاداب به پای او روییدم،
در پرده سخن باید، تا ندرد پرده سخن
پرستو را به بند هرگز ندیدن