Asemanian

شعله و شمع

خیلی خوشحال بود،

می چرخید و می خندید،

بالا می پرید و می رقصید،

ولی هر لحظه پایین تر می رفت،

آن قدر بر روی شمع، بالا و پایین پرید تا به زمین رسید.

خیلی دیر شده بود، شمع به پایان رسیده بود،

اما شعله هیچگاه نفهمید، شمع کجا رفت و چرا رفت!؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *