<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="wordpress/2.3" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>آسمانیان</title>
	<link>http://asemanian.com/fa</link>
	<description></description>
	<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 19:05:56 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.3</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>ازدواج همزمان با دو خواهر؛درست يا غلط؟!(ويژه‌فيلم يوسف پيامبر)</title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870429/333.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870429/333.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 19:05:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بانک سوالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870429/333.htm</guid>
		<description><![CDATA[حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ&#8230;.وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ اْلأُخْتَيْنِ إِلاّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كانَ غَفُورًا رَحيمًا؛ حرام شده است بر شما (ازدواج با) مادرانتان و &#8230; و اين که بين دو خواهر جمع کنيد(هم زمان با آن دو ازدواج کنيد) مگر آنچه در گذشته واقع شده است همانا خداوند آمرزنده مهربان است»(نساء، آيه ۲۳) 
پس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"><font color="#008000">حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ&#8230;.وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ اْلأُخْتَيْنِ إِلاّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كانَ غَفُورًا رَحيمًا؛</font> <font color="#808080">حرام شده است بر شما (ازدواج با) مادرانتان و &#8230; و اين که بين دو خواهر جمع کنيد(هم زمان با آن دو ازدواج کنيد) مگر آنچه در گذشته واقع شده است همانا خداوند آمرزنده مهربان است»(نساء، آيه ۲۳) </font></p>
<p align="justify">پس از نزول آيه شريفه، در شريعت اسلام ازدواج با دو خواهر به طور هم زمان باطل و حرام شد. و تفاوتی ميان دائم و موقت ندارد. (ر.ک: تحرير الوسيله، ج ۳، ص ۱۵)</p>
<p align="justify">در اين باره اشاره به مطالب ذيل شايان توجه است:</p>
<p align="justify">حرمت ذاتي و حرمت اعتباري:</p>
<p align="justify">در مباحث اصول استنباط احکام شرعي آمده است. احکام فقهي از جهت حرام و حلال بودن وابسته به اعتبار شارع است و تکويني نيست. البته احکام شرعي تابع مصالح و مفاسد مي باشد. با اين تفاوت که برخي مصالح و مفاسد به حسن و قبح عقلي متکي است و يا هميشگي و ذاتي است. مانند حرمت شرب خمر و يا قتل بي گناه، که مفسده آن هميشگي و ذاتي است. امام برخي مصالح و مفاسد وابسته به زمان و مکان و يا شرط خاص است. مانند صيد در روزهاي شنبه که براي بني اسرائيل حرام شده بود. (سوره نساء، آيه ۱۵۴) اما در دوران قبل از آن و بعد از آن حرام نبوده و نيست.</p>
<p align="justify">اين گونه موارد اعتباري و متغير از ابتداي آفرينش انسان ها، نمونه هايی داشته است چنان که درباره ازدواج هابيل و قابيل با خواهرانشان، مرحوم طبرسي حديثي از امام سجاد(ع) نقل مي کند که آن حضرت در ضمن گفتاري که به مردي قريشي بيان داشت جريان ازدواج هابيل را با بلوزا خواهر قابيل هم چنين ازدواج قابيل را با اقليما خواهر هابيل شرح مي داد به او فرمود: اين مطلب را انکار مکن چه آن که روش الهي بر اين جاري شده است مگر نه اين است که خداوند زوجه آدم را از خود او آفريد و سپس براي او حلالش کرد &#8230; . (ر.ك: ميزان الحكمه، ج ۴، ح ۳۰۳۱)</p>
<p align="justify">علامه طباطبائي در توجيه اين نظريه مي فرمايد حکم ازدواج يک حکم تشريعي و تابع مصالح و مفاسد است و حکم تکويني نيست که قابل تغيير نباشد زمام چنين حکمي به دست خداست از اين رو ممکن است روزي به خاطر ضرورت از جانب خدا حلال گردد. در جامعه آن روز که فقط چند خواهر و برادر بوده اند با در نظر گرفتن مشيت خداوند عنوان فحشا صدق نخواهد کرد حال چه اشکالي دارد که به طور موقت براي گروهي به خاطر ضرورت اين گونه ازدواج مباح باشد. (براي مطالعه بيشتر ر.ک: ۱. ترجمه تفسير الميزان، ج ۴، ص ۲۳۹؛ ۲. سبحاني، جعفر، منشور جاويد، ج ۴، ص ۱۹۸)</p>
<p align="justify">ازدواج هم زمان با دو خواهر نيز از اين گونه موارد است که قبل از اسلام رايج بود. و در زمان حضرت يعقوب نيز جاری بوده است. (ر.ک: بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۷۶)</p>
<p align="justify">اما با ظهور اسلام به عنوان کامل ترین شريعت، پس از نزول آيه شريفه ۲۳، سوره نساء، چنين ازدواجی تحريم شد. و اين خود دليلی است بر تکامل شرايع تا شريعت اسلام که دستورات آن سزاوار اجراء، برای جامعه بشريت تا هنگام برپايی قيامت است. (برای مطالعه بيشتر ر.ک: ۱. تفسير الميزان، ج ۴، ص ۲۸۳، ط عربی؛ ۲. تفسير نمونه، ج ۳، ص ۴۱۷)</p>
<p align="justify">منبع:porseman.org</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870429/333.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>قبر حضرت زينب كبري(س) در كجاست؟</title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870429/332.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870429/332.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 18:56:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بانک سوالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870429/332.htm</guid>
		<description><![CDATA[سوال : چرا قبر حضرت زينب در شام مستقر گشته است با اينكه محل زندگي آنان مدينه بوده است؟
پاسخ : در مورد محل دفن حضرت زينب سه قول هست :
  ۱. حضرت زينب (س ) به مدينه آمد و پس از ورود به مدينه پيوسته عزادار و گريان بود تا اين كه پس از يك [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"><font color="#808080">سوال : چرا قبر حضرت زينب در شام مستقر گشته است با اينكه محل زندگي آنان مدينه بوده است؟</font></p>
<p align="justify">پاسخ : در مورد محل دفن حضرت زينب سه قول هست :<br />
  ۱. حضرت زينب (س ) به مدينه آمد و پس از ورود به مدينه پيوسته عزادار و گريان بود تا اين كه پس از يك سال و نيم در همان مدينه از دنيا رفت و در همان جا دفن شد. اكنون از قبر آن بانوي محترمه , اثري در دست نيست . اين قول را علامه سيد محسن امين اختيار كرده.<br />
  ۲. حضرت زينب (س ) پس از ورود به مدينه , در مجالس و محافل سخن مي گفت و مظالم و جنايات يزيديان را بازگو مي كرد. فرماندار مدينه ماجرا را به يزيد نوشت و او دستور داد زينب را مخير سازند تا هر شهري كه مي خواهد (غير از مكه و مدينه ) برود. حضرت زينب به شام رفت و در آن جا اقامت كرد و پس از چندي در همان جا از دنيا رفت . البته برخي احتمال داده اند قبري كه در شام است , قبر زينب صغري (ام كلثوم ) است , نه قبر زينب كبري .<br />
  ۳. زينب (س ) به علت افشاگري عليه دستگاه بني اميه , مجبور شد كه مدينه را ترك كند. از اين رو مصر را انتخاب كرد و در آن جا رحل اقامت افكند و همان جا از دنيا رفت . سيده زينب در شهر قاهره هم اكنون زيارتگاه مجلل و با شكوهي است و&#8230;«, (ر.ك : زندگاني حضرت فاطمه (س ) و دختر آن حضرت , سيد هاشم رسولي محلاتي ) و (تاريخ و اماكن زيارتى و سياحتى سوريه، اصغر قائدان، ص ۶۳، چاپ سوم، ۱۳۸۰).<br />
  از آن چه گذشت به دست آمد كه نمى‏توان به صورت يقينى گفت كه قبر حضرت زينب(س) و حضرت سكينه در شام است و اگر مسلّم باشد كه آنان در شام دفن شده‏اند در اين صورت مى‏توان پرسيد كه آيا آنان دوباره به شام برگشته‏اند؟ در اين مورد برخى از مورّخان نوشته‏اند كه حضرت زينب كبرى(س) در اثر قحطى در مدينه و يا واقعه‏ى «حرّه» به همراه شوهرش عبداللّه‏ به شام آمد و در آن‏جا وفات يافت و واقعه «حرّه» اين است كه در سال ۶۲ هجرى قمرى مردم مدينه يزيد را از حكومت خلع و حاكم اموى مدينه را عزل كردند. اين خبر به يزيد رسيد. يزيد، مسلم بن عقبه را با ۱۲ هزار نفر به سوى مدينه فرستاد. نيروهاى مسلم بن عقبه در شرق مدينه در مكانى به نام حرّه مستقر شدند و از آن جا به شهر حمله و شهر را قتل و غارت كردند(تاريخ و اماكن سياحتى و زيارتى سوريه، ص ۶۳ و منتخب‏التواريخ، ص ۶۶).<br />
  آن چه بايد در اين گونه موارد مورد توجه واقع شود اين است كه دشمن همواره تلاش مى‏كرد تا اقليت شيعه را كه پيرو امامان معصوم بودند، از بين ببرد و براى همين در كربلا همه را كشتند و در واقعه «حرّه» بسيارى از علويان را كشتند و به اين كشتار در طول تاريخ ادامه دادند. با وجود اين گونه دشمنان چطور مى‏توان در باب ولادت، وفات، محل دفن و تاريخ زندگى اين شخصيّت‏ها سخن قاطعانه گفت؟! آنان سعى در نابودى اهلبيت و نابودى آثار آنان داشتند، گر چه لطف خداوند با اهلبيت پيامبر است و وجود قبر دختر بچه‏ى چهارساله‏ى امام حسين(ع) در شام، پايگاهى است براى استمرار مكتب اهل بيت(ع).</p>
<p align="justify">منبع:porseman.org</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870429/332.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870427/331.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870427/331.htm#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Jul 2008 19:04:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فوتوبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870427/331.htm</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/378163_orig.jpg"><img src="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/378163_orig.jpg" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870427/331.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>یا صاحب الزمان آجرک الله</title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870427/329.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870427/329.htm#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Jul 2008 19:00:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870427/329.htm</guid>
		<description><![CDATA[۱۵ رجب سالروز وفات عقیله بنی هاشم پیام آور عاشورا زینب کبری (س) بر همه شیفتگان خاندان رسالت تسلیت باد. 
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>۱۵ رجب سالروز وفات عقیله بنی هاشم پیام آور عاشورا زینب کبری (س) بر همه شیفتگان خاندان رسالت تسلیت باد. </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870427/329.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>عید مبارک</title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870425/328.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870425/328.htm#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 19:44:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870425/328.htm</guid>
		<description><![CDATA[۱۳رجب سالروز ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حضرت علی بن ابیطالب (ع)برهمه شیعیان آنحضرت بخصوص مردان راهرو ایشان مبارک باد.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>۱۳رجب سالروز ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حضرت علی بن ابیطالب (ع)برهمه شیعیان آنحضرت بخصوص مردان راهرو ایشان مبارک باد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870425/328.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870425/327.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870425/327.htm#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 19:29:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فوتوبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870425/327.htm</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/377815_orig.jpg"><img src="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/377815_orig.jpg" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870425/327.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870425/325.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870425/325.htm#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 19:22:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فوتوبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870425/325.htm</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/images1.jpg"><img width="143" src="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/images1.jpg" height="117" style="width: 112px; height: 129px" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870425/325.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>&#8230;وخدا علي را آفريد</title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870421/316.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870421/316.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Jul 2008 18:52:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870421/316.htm</guid>
		<description><![CDATA[&#8230; جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوجود آورد. نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"><a href="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/149202671762212123019411151280431395681.jpg"><img align="left" src="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/149202671762212123019411151280431395681.thumbnail.jpg" /></a>&#8230; جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوجود آورد. نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند. خداوند در تدارک مقدمات این جهش تاریخی بود.</p>
<p align="justify">جهش های عظیم تاریخی جز با دست های برومند رجال تاریخ انجام نمی گیرد. و این سنت الهی است که تحولات تکاملی، از وجود رجال برگزیده بشر، منشاء گیرند، رجالی که علی رغم شرایط نامساعد موجود، به تکاپو و تلاش بر می خیزند و فریاد خود را از اعماق اجتماع سر می دهند، و با این فریاد لرزه ای شکننده بر ارکان نظامات فرسوده و نابسامان موجود می افکنند. طنین این فریاد است که مغزها را تکان می دهد و آنها را به جنب و جوش و حرکت می اندازد، مغز های مرده، زنده می شوند و در پرتو این زندگی پرده ها را بر می درند و چشم اندازهای نوی در برابر خود مشاهده می کنند.</p>
<p align="justify">جهان به سوی سرنوشت خود به پیش می رفت. سرنوشتی که قلم قضای الهی تحولی درخشان بر آن ترسیم کرده بود. بنا بود این تحول با دست توانای پیغمبر بنیان گذاری شود، و در عین حال مردی نیرومند لازم بود که این تحول را جاودان سازد.</p>
<p align="justify">مردی که با اصول و فروع کلیات و جزئیات این تحول را در وجود خویش تجسم دهد.</p>
<p align="justify">مردی که این صلاحیت و شایستگی را داشته باشد که بگوید: &#8220;<strong>من قرآن ناطقم</strong>&#8220;.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870421/316.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870415/315.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870415/315.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Jul 2008 07:40:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فوتوبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870415/315.htm</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/ncajjds42ca3yt1drcag57pd5caldzkxaca9z7uwfcacg8aewca484cxoca03bkmwca7hdlojcacztw2hcafwge35caxvithjcat5tw0vcakgvahvcaq6b2kucatt2u9ucahm0xsscabs7s05caeevhroca1ybfwh.jpg"><img src="http://asemanian.com/fa/wp-content/uploads/2008/07/ncajjds42ca3yt1drcag57pd5caldzkxaca9z7uwfcacg8aewca484cxoca03bkmwca7hdlojcacztw2hcafwge35caxvithjcat5tw0vcakgvahvcaq6b2kucatt2u9ucahm0xsscabs7s05caeevhroca1ybfwh.thumbnail.jpg" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870415/315.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>آیا دین اجباری است یا نه؟</title>
		<link>http://asemanian.com/fa/13870413/313.htm</link>
		<comments>http://asemanian.com/fa/13870413/313.htm#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Jul 2008 18:39:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>majid_4091</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بانک سوالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.com/fa/13870413/313.htm</guid>
		<description><![CDATA[سوال: با این که قرآن کریم  می فرماید : ( لا اکراه فی الدین  : یعنی اجباری در قبول دین نیست.) پس چرا در اسلام الزامات و بایدها و نباید های بسیاری وجود دارد مانند نماز و روزه و ترک گناه و …؟
جواب: منظور از آیه این است که اصل دین اجباری نسیت ، زیرا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"><font color="#000000"><strong>سوال:</strong> با این که قرآن کریم  می فرماید : ( لا اکراه فی الدین  : یعنی اجباری در قبول دین نیست.) پس چرا در اسلام الزامات و بایدها و نباید های بسیاری وجود دارد مانند نماز و روزه و ترک گناه و …؟</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000"><strong>جواب:</strong> منظور از آیه این است که اصل دین اجباری نسیت ، زیرا دین یک سلسله اعتقادات قلبی و عقلی است ، و چنین عقایدی را نمیتوان با اجبار و تحمیل وارد وجود انسان ساخت. ولی پس از آنکه انسان از راه عقل و دلایل دیگر ، به حقانیت دینی پی برد و آن را پذیرفت ، در حقیقت یک نوع بیعت با دین کرده و تعهد داده است ، بنابر این بر او لازم و وظیفه میشود که به دستورهای دین عمل کند. مانند این که راننده ای مجبور نیست که شغل رانندگی را قبول کند ، ولی وقتی قبول کرد ، و مسافرینی را سوار بر ماشین خود نمود و کرایه را از آنها گرفت ، موظف الزامی است که آنها را به مقصد برساند و به طور کلی حفظ نظام بستگی به رعایت الزامی مقررات دارد.</font></p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify"><font color="#008000">چنانکه سوال شود اگر دین اجباری نیست ، پس جنگهای اسلامی برای چه بود؟</font></p>
<p align="justify"><font color="#008000"> پاسخ اینکه جنگهای اسلامی برای دفاع و رفع موانع سر راه تکامل و آزادی انتخاب  روش احسن بود ، در این راستا لازم بود که آثار شرک و زورگویی محو شود ، و در برابر کسانی که نقشه ی نابودی دین را داشتند بایستد و به جهاد دفاعی بپردازد ، و در حقیقت همه ی جنگهای اسلام جنبه ی دفاعی داشت. در شان نزولی که در مورد آیه ی لا اکراه فی الدین نقل شده چنین آمده : مردی از مسلمین مدینه غلام خود به نام صبیح را به سوی اسلام دعوت اجباری میکرد ، آیه ی فوق در رد او نازل شد و طبق نقل دیگر ابوحصین از مسلمین مدینه ، دارای دو پسر بود که به وسیله ی برخی از بازرگانان مسیحی ، به آیین مسیح گرویدند و با آنها به شام رفتند ، ابوحصین به پیامبر عرض کرد : آیا میتوانم آنان را به اجبار به دین اسلام برگردانم؟ آیه ی فوق نازل شد که در گرایش به مذهب ، اکراه و اجباری نیست.این شان نزول بیانگر انتخاب اصل دین است.(۱)</font></p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify"><font color="#0000ff">(۱)تفسیر مجمع البیان ج ۱ و ۲ ص ۳۶۳۶ و ۳۶۴.</font></p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.com/fa/13870413/313.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
