سوال: با این که قرآن کریم می فرماید : ( لا اکراه فی الدین : یعنی اجباری در قبول دین نیست.) پس چرا در اسلام الزامات و بایدها و نباید های بسیاری وجود دارد مانند نماز و روزه و ترک گناه و …؟
جواب: منظور از آیه این است که اصل دین اجباری نسیت ، زیرا دین یک سلسله اعتقادات قلبی و عقلی است ، و چنین عقایدی را نمیتوان با اجبار و تحمیل وارد وجود انسان ساخت. ولی پس از آنکه انسان از راه عقل و دلایل دیگر ، به حقانیت دینی پی برد و آن را پذیرفت ، در حقیقت یک نوع بیعت با دین کرده و تعهد داده است ، بنابر این بر او لازم و وظیفه میشود که به دستورهای دین عمل کند. مانند این که راننده ای مجبور نیست که شغل رانندگی را قبول کند ، ولی وقتی قبول کرد ، و مسافرینی را سوار بر ماشین خود نمود و کرایه را از آنها گرفت ، موظف الزامی است که آنها را به مقصد برساند و به طور کلی حفظ نظام بستگی به رعایت الزامی مقررات دارد.
چنانکه سوال شود اگر دین اجباری نیست ، پس جنگهای اسلامی برای چه بود؟
پاسخ اینکه جنگهای اسلامی برای دفاع و رفع موانع سر راه تکامل و آزادی انتخاب روش احسن بود ، در این راستا لازم بود که آثار شرک و زورگویی محو شود ، و در برابر کسانی که نقشه ی نابودی دین را داشتند بایستد و به جهاد دفاعی بپردازد ، و در حقیقت همه ی جنگهای اسلام جنبه ی دفاعی داشت. در شان نزولی که در مورد آیه ی لا اکراه فی الدین نقل شده چنین آمده : مردی از مسلمین مدینه غلام خود به نام صبیح را به سوی اسلام دعوت اجباری میکرد ، آیه ی فوق در رد او نازل شد و طبق نقل دیگر ابوحصین از مسلمین مدینه ، دارای دو پسر بود که به وسیله ی برخی از بازرگانان مسیحی ، به آیین مسیح گرویدند و با آنها به شام رفتند ، ابوحصین به پیامبر عرض کرد : آیا میتوانم آنان را به اجبار به دین اسلام برگردانم؟ آیه ی فوق نازل شد که در گرایش به مذهب ، اکراه و اجباری نیست.این شان نزول بیانگر انتخاب اصل دین است.(۱)
(۱)تفسیر مجمع البیان ج ۱ و ۲ ص ۳۶۳۶ و ۳۶۴.

